مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
779
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - فرمود : « اى پسر عباس ! طلب كن در أطراف اين زمين پشكل آهوان را . سوگند با خدا ، دروغ نمىگويم ورسول خداى با من دروغ نگفته است . وآن پشكلها به رنگ زعفران است . » پس ابن عباس برفت ودر جايى انباشته بيافت ، فرياد برآورد كه : « يا أمير المؤمنين ! مبلغى بيافتم ، بدان صفت كه تو فرمودى . » علي عليه السلام به شتاب برفت ومقدارى برگرفت وببوييد وفرمود : « يا بن عباس ! مىدانى اين ابعار را ، اين همان پشكلهاست كه عيسى ابن مريم بر آن گذشت وبرگرفت وببوييد ، وبا أو حواريون بودند وآهوان فراوان در اين جا مجتمع بودند كه مىگريستند . عيسى بنشست وبگريست وحواريون بنشستند وبگريستند ، وندانستند عيسى را چه رسيده وچرا مىگريد . عرض كردند : يا رسول اللَّه ! حكمت اين گريه چيست ؟ فرمود : آيا مىدانيد كدام زمين است ؟ عرض كردند : ندانيم . فرمود : اين زمينى است كه كشته مىشود در آن فرزندان رسول خداى احمد ، وفرزند حرهء طاهره بتول كه شبيه است با مادر من . ودر اين خاك به لحد مىرود ، وبوى آن أطيب از بوى مشگ است ؛ چه از طينت پسر شهيد پيغمبر است . وچنين است طينت أنبيا وأولاد أنبيا . اين آهوان با من سخن كردند كه ما در اين زمين به شوق تربت فرزند مبارك ، علف چرا مىدهيم ، واين زمين را مأمن خويش مىدانيم . آن گاه عيسى على نبيّنا وعليه السلام دست بزد وپشكلى گرفت وببوييد . وقال : هذه بعر الظّباء على هذا الطّيب لمكان حشيشها ، اللَّهمّ فأبقها أبداً حتّى يشمّها أبوه فيكون له عزاء وسلوة . عيسى عليه السلام فرمود : اين است پشكل آهوان با اين طيب از بركت گياه اين مكان . اى پروردگار من ! باقي بدار اين پشكلها را تا گاهى كه علي عليه السلام پدر اين فرخ مبارك ، در اين جا عبور دهد وآن را ببويد ، تا از براي أو تعزيت وتسليتي باشد . » اين وقت أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : « لاجرم اين پشكلها تا اين زمان به جاى ماند ، واز مدار طول زمان زردگونه گشت ، در اين مكان كرب وبلا . » پس به أعلى صوت ندا در داد كه : « يا ربّ عيسى ابن مريم ! لا تبارك في قتلته ، والمعين عليه ، والخاذل له » . يعنى ، « اى خداى عيسى ابن مريم ! مبارك مفرما بر قاتلان أو وآن كس كه معين باشد بر ستم أو وآن كس كه خوارى وخذلان أو خواهد . » آن گاه مدتي دراز بگريست وابن عباس وأصحاب با أو بگريستند ، تا گاهى كه به روى درافتاد . ومدتي دراز بىخويشتن بود . پس به خويش آمد واز آن پشكل برگرفت ودر كنار رداى مبارك استوار ببست . وابنعباس را نيز فرمود كه لختى برگيرد وبا خود بدارد . آن گاه فرمود : « يا بن عباس ! گاهى كه از اين پشكل خون تازه بجوشد وسيلان كند ، دانسته باش كه حسين را كشته اند ودر اين جا به خاك سپردهاند . » -